نامه پرونده ساز درباره جنایتکار!

مسیح مهاجری

  اینجانب با ورود رفسنجانی به رقابت‌های انتخابات ریاست جمهوری یازدهم مخالف بودم و مخالفت خود را با ذکر دلایل به  اوگفتم. حتی روز آخر مهلت ثبت نام نیز به دیدار او رفتم و نظر خودم را برای آخرین بار تکرار کردم. به این واقعیت هم شهادت می‌دهم که خود رفسنجانی هم در تمام مدت چند ماهی که موضوع ورود اش  به رقابت‌های انتخابات ریاست جمهوری مطرح بود حتی در جلسات خصوصی هم همواره ابراز مخالفت می‌کرد  و از اینکه فشارهای مردمی زیادی برای ثبت نام وجود داشت ناراحت بود . آنچه موجب تغییر تصمیم   رفسنجانی شد، افزایش فشارهای اقشار مختلف مردم و علما و مراجع معظم تقلید بود که اینجانب شخصاً در جریان این مورد اخیر یعنی اصرار علما و مراجع قرار داشتم. خدا انصاف بدهد به کسانی که با زبان و قلم خود این واقعیت را منکر می‌شوند و چنین وانمود می‌کنند که دشمنان ایران و نظام اسلامی رفسنجانی را برای ورود به انتخابات ترغیب نمودند. اگر این افراد اعتقادی به مبدأ و معاد داشته باشند باید از این قبیل تبلیغات دروغ پرهیز کنند و از گذشته خود نیز توبه نمایند. بازی کردن با آبروی اشخاص آنهم با تکیه بر مطالب دروغ و با هدف خارج ساختن افراد از صحنه‌ای که ورود به آن حق قانونی آنان است، گناه بزرگی است که هیچ توجیهی ندارد و مرتکبان را با غضب الهی در این دنیا و عقاب و عذاب در آخرت مواجه خواهد ساخت. تصمیم شورای نگهبان درباره داوطلبان ریاست جمهوری، از نظر قانونی لازم الاتباع است و همانطور که   رفسنجانی نیز اعلام کرد ، قرار نیست اعتراضی به آن صورت بگیرد. این نیز دلیل دیگری بر عظمت روحی کسی است که از پایه گذاران نظام اسلامی است، برای تأسیس و اعتلای این نظام بیش از ۵۰ سال مبارزه و مجاهدت و خدمت کرده و در این راه بارها تا مرز شهادت پیش رفته و از هزینه کردن جان و مال و اعتبار و آبروی خود دریغ نورزیده است. نظر شورای نگهبان در عین حال که قانونی است، قابل نقد هم هست. ساده‌ترین دلیل بر اینکه شورای نگهبان اشتباه هم می‌کند اینست که در خود این شورا در مورد صلاحیت افراد نظرهای متفاوتی وجود دارد و حتی در مواردی              خروجی‌های این شورا نشان دهنده همین واقعیت است. مثلاً در میان افراد احراز صلاحیت شده برای ریاست جمهوری در همین دوره، افرادی وجود دارند که از مصادیق افراد  نظامی هستند ولی از افراد  سیاسی یا مذهبی نیستند. افراد دیگری نیز وجود دارند که از مصادیق افراد  سیاسی هستند ولی نمی‌توان آنها را افراد  مذهبی دانست. این واقعیت‌ها برای مردم عادی هم کاملاً قابل درک است لکن آنچه ملاک عمل قانونی است، نظر شورای نگهبان است و نباید با آن در افتاد کما اینکه نباید آن را خالی از اشتباه دانست. روشن‌ترین موارد اشتباه این شورا، یکی تأیید صلاحیت کسی است که اکنون خود اعضای شورا و تمام حامیان گذشته وی از عملکرد او ناراضی هستند و او را تأیید نمی‌کنند و دیگری عدم احراز صلاحیت   رفسنجانی است که در میان تأیید صلاحیت شدگان همین دوره هیچکدام امتیازات ایشان را ندارند. علاوه بر آنچه  خمینی درباره   رفسنجانی گفته  که معتبرترین سند اعتبار و افتخار  او  است، این فراز از مکتوب خامنه ای، حاوی شهادت بر برخورداری  او از بالاترین سطح معیارهای صلاحیت است، معیارهائی که نظیری برای آنها سراغ نداریم. فراز مورد نظر که مربوط به زمان ریاست جمهوری   رفسنجانی است اینست: "و خدا را شکر که اراده و رأی ملت عزیز، بار سنگین امانت و مسئولیت الهی را بردوش توانای مردی بزرگ از فرزندان اسلام و حواریون  امام  ،‌ عالمی مجاهد و فقیهی اسلام شناس و سیاستمداری هوشمند و مدیری دردآشنا و دلسوز قرار داد. شخصیتی که پرونده تلاشش در راه خدا و مجاهدتش برای حاکمیت دین و اعلای کلمه اسلام، حتی پیش از نخستین روزهای شروع نهضت آغاز شده و سرگذشت رنج‌ها و سختی‌ها و فعالیت‌های کم نظیر را در خود گنجانیده است. چهره موجهی که به برکت حرکت در صراط مستقیم انقلاب همواره امین امام و محبوب امت بوده. امروز رئیس جمهور ما از نظر من که سالیان متمادی است ایشان را می‌شناسم یک مجتهد قطعی است. اینهم از برکات خدا برماست. ما رئیس جمهوری داریم که از لحاظ درس‌های حوزه ای، یک مجتهد و از لحاظ تفکرات اسلامی یک متفکر سطح بالا با سوابق فراوان است." همه می‌دانند که مطرح کردن اموری از قبیل ناتوانی جسمی ناشی از بالا بودن سن، برای کسی با این برجستگی‌ها بهانه‌ای بیش نیست. کسی که در همین ایام، جلسات سنگین مجمع تشخیص مصلحت نظام،‌ که رؤسای قوای سه گانه، وزرای چند کابینه و تعدادی از افراد صاحب نظر در آن حضور دارند، را با قدرت مدیریت بسیار بالا اداره می‌کند آیا بی‌انصافی نیست که متهم به ناتوانی جسمی برای احراز ریاست جمهوری شود؟! اینها همه نشان می‌دهند  رفسنجانی واجد صلاحیت‌ترین فرد برای رئیس‌جمهور شدن است. اکنون که شورای نگهبان تصمیم خود را گرفته و اعلام کرده، مقصود از تأکید بر صلاحیت‌های رفسنجانی این نیست که در این تصمیم تغییری ایجاد شود، به ویژه آنکه اینجانب از ابتدا با ورود ایشان به این عرصه مخالف بودم و طبیعی است که همچنان بر عقیده خود باقی بمانم. تردیدی ندارم که   رفسنجانی نیز فقط برای انجام وظیفه‌ای که اصرارهای مردم و بزرگان برعهده ایشان گذاشته بود به صحنه آمد  و به همین دلیل اکنون که بامانع مواجه شده  احساس می‌کند   به وظیفه خود عمل کرده و از این پس با آرامش روحی کامل به کارهای روزمره خود می‌پردازد   و مثل همیشه برای اعتلای نظام جمهوری اسلامی تلاش می‌کند  و حتی لحظه‌ای از کمک به پیشبرد هرچه بهتر کشور کوتاهی نخواهد  کرد. عده‌ای تلاش می‌کنند چنین وانمود نمایند که ورود رفسنجانی به صحنه انتخابات ریاست جمهوری با هدف مقابله با خامنه ای   بوده است. این سخن را اگر از کسانی که شناختی از   رفسنجانی ندارند باشد می‌توان بر بی‌غرضی حمل کرد البته با این تأکید که آنها سخت در اشتباه هستند، اما اگر افرادی که  رفسنجانی را به درستی می‌شناسند چنین سخنی را بگویند قطعاً اهداف شومی را دنبال می‌کنند و خود نیز می‌دانند که دروغ می‌گویند. زیرا هر کس رفسنجانی  را می‌شناسد می‌داند که  او خیرخواه‌ترین فرد نسبت به خامنه ای  است و هرگز حاضر نخواهد شد در برابر خامنه ای قرار بگیرد. در طول ۸ سال گذشته، تلاش‌های زیادی برای فاصله انداختن میان خامنه ای و رفسنجانی  صورت گرفت و بدخواهان با توسل به انواع توطئه‌ها و تبلیغات و دسیسه‌ها اقدامات زیادی برای وادار ساختن   رفسنجانی به مقابله با خامنه ای به عمل آوردند ولی او  با درک دقیق موقعیت و شناخت توطئه‌ها و با نگاه عمیقی که به ضرورت وحدت و همراهی با خامنه ای برای حفظ نظام و مصالح کشور دارد  ، رابطه خود با خامنه ای را حفظ کرده و دست اندرکاران این توطئه سنگین را ناکام نمود . توفیق   رفسنجانی در مقابله با این توطئه‌ها، ریشه در اعتقاد او به نظام اسلامی، مصالح  کشور و ولایت فقیه دارد و چیزی نیست که با حوادث و شرایط متغیر ایام دچار دگرگونی شود. در این میان می‌بیند و اینهمه تخریب و توطئه که علیه او صورت می‌گیرد،‌ باز هم صبور و استوار در مسیر خدمت به نظام اسلامی گام بر می‌دارد و مخالفان و معاندان را در توطئه‌ای که برای ایجاد فاصله میان او  و خامنه ای  تدارک دیده‌اند و می‌بینند ناکام می‌نماید؟ سؤال، مهمی که باید به آن پاسخ داده شود اینست که چرا رفسنجانی علیرغم اینهمه بی‌مهری و بی‌انصافی و جفا ،که پاسخ اینست که   رفسنجانی از همان آغاز ورود به مبارزه با رژیم طاغوت، خود را وقف اسلام و برپائی نظام اسلامی و حراست از آن کرده بود و همچنان بر این عهد خود باقی است و از هر اقدامی که به این نظام لطمه وارد سازد پرهیز می‌کند. او برای نظام اسلامی همچون "مادر" است نه "دایه". به همین دلیل، حاضر است خود را فدا کند تا نظام بماند. این واقعیت، هم در آمدن او به صحنه مصداق دارد و هم در کنار رفتنش، کنار رفتنی همراه با زمزمه این بیت* خطاب به نظام جمهوری اسلامی که: بشکست اگر دل من به فدای چشم مستت – سرخُم می‌سلامت شکند اگر سبوئی.    

  ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ   

                                                                                                                                      * فصیح الزمان شیرازی

بیست و پنج مه ۲۰۱۳ / ۳ خرداد ۱۳۹۲