زنان وبچه ها درزندان

۲۱ May 2018 – ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۷

جمعیت حدود ۴۰ نفره اینجا را زنان و بچه‌ها تشکیل می‌دهند؛بچه‌ها بیشتر از دو سال ندارند و ۱۳ زن باردار نیز منتظرند تا بارشان را زمین بگذارند.بچه‌ها فقط تا دو سالگی می‌توانند با مادر‌شان زندگی کنند و بعد از آن به یتیم‌خانه یا قیم‌ شان تحویل داده می‌شوند.

در «بهشت» بچه‌ها از مردها می‌ترسند چون معمولاً مرد نمی‌بینند؛ از صبح که چشم‌ شان را باز می‌کنند تا شب که چشم روی هم می‌گذارند، هیچ مردی را نمی بینند؛ سروکارشان فقط با مادرشان است و چند زن دیگر؛ اینجا هیچ مردی حق ورود ندارد.بچه‌های بهشت نه تنها مردها را بلکه تاریکی شب و روی ماه و مهتاب را هم ندیده‌اند و اگر هم دیده باشند، به ندرت اتفاق افتاده است.

اینجا همه چیز از جنس مادر و فرزندی است؛ چه مادرانی که بچه‌هایشان را در آغوش دارند و تر و خشک‌شان می‌کنند و شیر می‌دهند و چه زنانی که با شکم‌های برآمده روی تخت‌هایشان نشسته‌اند و روزها را در انتظار مادر شدن سپری می‌کند و برخی از آنها هم برای چندمین بار قرار است مادر شوند.

مکانی که امروز زندان زنان است، قبلاً محلی برای نگهداری معتادان خیابانی بوده و از سال ۹۰ به زندان زنان تبدیل شده و تمام زنان زندانی در زندان‌های استان تهران در این ندامتگاه تجمیع شدند.

زنان زندانی بر اساس نوع جرم، سن و سال و حتی تابعیت شان از بقیه جدا شده‌اند؛ یک سالن هم که معروف‌ترین یا شاید بتوان گفت بهترین سالن زندان است، به مادران و زندانیان باردار اختصاص دارد.

اینجا همه ایرانی نیستند؛ افغانستانی، بنگلادشی، بولیویایی و زندانیان سریلانکایی نیز در کنار زندانیان زن ایرانی اما در سالنی جدا زندگی می‌کنند.

زندان بودجه کافی ندارد، شهرداری نیز حاضر نشده کمک کند.