جنایت دولتی


دفاع از حقیقت و مستند کردن وقایع، اولین و اصلی‌ترین گام در مبارزه با شر در طول تاریخ بوده است. پافشاری بر بیان حقیقت و تشویق جامعه به مواجهه با موارد نقض سازمان‌یافته حقوق بشر، راه را بر فراموشی آنها می‌بندد و فرصت تکرار دوباره این فجایع را از بین‌ می‌برد و زمینه را برای اجرای عدالت و آشتی ملی فراهم ‌می‌سازد. در برخی از موارد، ابراز علنی و عمومی حقیقت این فرصت را در اختیار ناقضان حقوق بشر قرار داده است تا با اعتراف به اعمال و انگیزه‌‌های خود، به واکاوی زمینه‌‌های بروز این فجایع کمک کنند و از امکان عفو در قبال بیان حقیقت برخوردار شوند. شهادت قربانیان، شاهدان و بستگان آنها و جلب توجه افکار عمومی، بخش مهمی از فرآیند حقیقت‌جویی، مستندسازی و اجرای عدالت در مواجهه با نقض سازمان‌‌یافته حقوق بشر است.
«بنیاد عبدالرحمن برومند» که فعالیت اصلی‌‌اش ثبت موارد نقض حق حیات توسط جمهوری اسلامی ایران است، از بدو تشکیل در سال ۱۳۷۰، به مستند کردن پروندۀ قربانیان این کشتار پرداخت. در آستانۀ بیستمین سالگرد این کشتار، مقامات جمهوری اسلامی برای حذف آثار جرم به تخریب گورهای جمعی در خاوران پرداختند و با این کار حتی امید اینکه روزی پیکر قربانیان به خانواده‌هایشان تحویل داده شود تا بتوانند مراسم تدفین و عزاداری برگزار کنند از بین رفت.
تخریب گورهای جمعی در خاوران بنیاد را بر آن داشت که با رجوع به یک حقوقدان برجسته، قدمی دیگر در راه مبارزه با فراموشی و دفاع از حق قربانیان بردارد. آرشیوهای بنیاد در اختیار «جفری رابرتسون*» کارشناس برجسته حقوق بشر و متخصص جنایت علیه بشریت قرار گرفت و از او درخواست شد که در مورد این جنایت تحقیق کند و یک تحلیل حقوقی در وصف آن تدوین نماید. مسئولان بنیاد معتقد بودند که تعریف و تحلیل این جنایت شرط لازم دادخواهی در این قضیه است. به کمک منیره برادران و ایرج مصداقی، دو زندانی سیاسی که نقش کلیدی در افشای حقیقت داشته‌اند، جفری رابرتسون موفق شد که علاوه بر مرور اسناد و مدارک بنیاد با سی تن از زندانیان سیاسی که از این کشتار جان به در برده بودند مصاحبه کند و بر اساس مطالعات و تحقیقات خود گزارشی تهیه کند.
گزارش جفری رابرتسون کشتار ۶۷ را بدون تردید مصداق یک جنایت علیه بشریت دانسته و حتی بحثی در مورد نسل کشی در رابطه با این جنایت مطرح کرده است. در آبان ماه همان سال با همکاری جفری رابرتسون، «مرکز تحقیقات عدالت دوران گذار» دانشگاه آکسفورد و «بنیاد عبدالرحمن برومند»، سمپوزیومی تحت عنوان “کشتار زندانیان سیاسی ایران در سال ۱۳۶۷: در جستجوی عدالت” در این دانشگاه برگزار شد. برای نخستین بار بازماندگان، کارشناسان برجسته حقوق بین‌الملل، دانشگاهیان و فعالان حقوق بشر گرد هم آمدند تا درباره بیان حقایق گفتگو کنند و راه‌های حقوقی و سیاسی ممکن را برای دادخواهی بازماندگان کشتار ۶۷ مورد بررسی قرار دهند. دیگر برای آمران این جنایت علیه بشریت مقدور نبود که حقیقت را نفی کنند و منکر این جنایت شوند. از آن پس کشتار ۶۷ مبدل به یکی از نمونه‌های جنایت علیه بشریت در نیمه دوم قرن بیستم شد و موضوع بحث حقوقدانان در سطح جهانی.
از همان ابتدا به‌نظر می‌رسید که «کشتار زندانیان سیاسی ایران در سال ١٣۶٧: گزارش یک تحقیق» به ضمیمه‌ای نیاز دارد تا مجموعه شواهدی که مبنای اظهارنظر حقوقی «جفری رابرتسون»، مبنی ‌بر جنایت علیه بشریت شمردن این کشتار، بوده ‌است در دسترس جامعۀ حقوقی بین‌المللی و دادگاه افکار عمومی جهان قرار گیرد. از این رو که، چنانچه جنایتی علیه بشریت رخ دهد، این مساله نه فقط به قربانیان و کشوری که این جنایت در مرزهای آن رخ داده است، بلکه از آن مهم‌تر به کل جامعۀ جهانی مربوط می‌شود. زیرا اگر و آنگاه که حکومتی درخواست دادخواهی قربانیانی را برای آشکار کردن حقیقت، اجرای عدالت و جبران خسارت نشنیده بگیرد، جامعۀ جهانی تنها مرجع نهایی برای دادخواهی آن قربانیان خواهد بود. همین انگیزه اولیه برای ارائه شواهد و مدارک به چاپ مجلدی همراه با گزارش رابرتسون انجامید. این مجلد به زبان انگلیسی، به مناسبت بیست و پنجمین سالگرد کشتار زندانیان سیاسی، تحت عنوان «کشتار زندانیان سیاسی ایران، ۱۳۶۷: ضمیمه – روایت بازماندگان و اظهارات مسئولان» منتشرشد و امسال به مناسبت بیست و هفتمین سالگرد صدور فتوا برای ارتکاب جنایت علیه بشریت، نسخۀ فارسی «کشتار زندانیان سیاسی ایران، ۱۳۶۷: ضمیمه – روایت بازماندگان و اظهارات مسئولان» منتشر و در اختیار عموم قرار می‌گیرد.
آنچه در بخش اظهارات شاهدان آورده‌ایم درواقع نسخۀ ویراسته و گاه خلاصه شده سی گواهی است که «جفری رابرتسون» در این تحقیق بررسی کرده است. این بخش فقط مختص اظهارات زندانیان سیاسی پیشین نیست که از این کشتار جان سالم به‌دربرده‌اند، بلکه اظهارات بستگان، والدین و همسرانی را نیز دربرمی‌گیرد که تنها به دلیل تلاش برای کسب اطلاع‌ درباره وضعیت عزیزان‌شان، قربانی رفتاری وحشتناک و توهین‌آمیز شدند. بیست و سه مورد از اظهارات مقامات رسمی که به ‌ترتیب زمانی در لابه‌لای شهادتنامه گواهان گنجانده شده‌اند، صرفا گزیده‌ای است از آنچه که برای تحقیق در اختیار جفری رابرتسون قرار گرفته بود. برای خوانندگانی که ممکن است با تاریخ معاصر ایران آشنایی کمتری داشته باشند، به پیوست، گاه‌شمار مختصری از رویدادهای سیاسی، واژه‌نامه و فهرستی از احزاب سیاسی و فرقه‌های مذهبی‌ای که به گواهی شاهدان مربوط می‌شوند آمده ‌است.
* «جفری رابرتسون» نخستین رئیس دادگاه استیناف دیوان بین‌المللی کیفری سازمان ملل در سیرالئون بود که در سال ۱۳۸۷ از سوی دبیر کل سازمان ملل متحد به عنوان یکی از حقوقدانان برجسته شورای حقوقی سازمان ملل برگزیده شد.

بنیاد عبدالرحمن برومند/ واشنگتن/ ۶ مرداد ۱۳۹۴